<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>Arta Hermes 2</title>
	<atom:link href="http://artahermes2.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://artahermes2.wordpress.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 26 Jan 2012 02:54:08 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='artahermes2.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://1.gravatar.com/blavatar/fff0154e76ecc030531ecd668d35a272?s=96&#038;d=http%3A%2F%2Fs2.wp.com%2Fi%2Fbuttonw-com.png</url>
		<title>Arta Hermes 2</title>
		<link>http://artahermes2.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://artahermes2.wordpress.com/osd.xml" title="Arta Hermes 2" />
	<atom:link rel='hub' href='http://artahermes2.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>چرا جنبش آزادیخواهی مرد؟</title>
		<link>http://artahermes2.wordpress.com/2011/03/31/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%9f/</link>
		<comments>http://artahermes2.wordpress.com/2011/03/31/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 01 Apr 2011 03:41:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه و سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes2.wordpress.com/?p=915</guid>
		<description><![CDATA[چرا جنبش آزادیخواهی مرد؟ از این پرسش می ترسید؟ آن را باور ندارید و بر این پندارید که جنبش زنده است، پس بقیه این نوشته را نخوانید زیرا به کار شما نمی آید. در این نوشته با کسانی سخن می گویم که به این حقیقت رسیده اند که جنبش آزادیخواهی مرده است و باید روحی [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=915&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;padding-left:120px;">چرا  جنبش آزادیخواهی مرد؟ از این پرسش می ترسید؟ آن را باور ندارید و بر این  پندارید که جنبش زنده است، پس بقیه این نوشته را نخوانید زیرا به کار شما  نمی آید. در این نوشته با کسانی سخن می گویم که به این حقیقت رسیده اند که  جنبش آزادیخواهی مرده است و باید روحی نو در آن دمید و زنده اش کرد.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:120px;">شاید  مهم نباشد جنبش از کی مرد ولی پرسش این است که: چرا مرد؟ با نگاهی به  اتفاقات و بحث های ماه های گذشته من بر این باورم که جنبش آزادیخواهی کشته  شده است و آن هم به دست خود ما که ادعای عضویت یا هواداری از آن را داشته  ایم. جنبش زمانی به قتل رسید که فراموش کردیم برای آزادی می جنگیم نه برای  افراد. جنبش را همان موقع مثله کردیم که به منافع فردی مان روی آوردیم و  خواستیم بدانیم در فردای بدون جمهوری اسلامی، در یک ایران آزاد، چه دست  آوردی نصیب شخص خودمان خواهد شد!</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:120px;">جنبش  زمانی به دست من و تو- و با احترام کامل به زباله دانی افکنده شد- که به  جای پاسداری از اندیشه ی آزادیخواهانه مردمی که در خیابان ها کشته یا  دستگیر می شدند خواستیم از همین جا رقبای احتمالی آینده را کنار بزنیم تا  در روز پیروزی یکه تاز میدان باشیم و نخواستیم باور کنیم دیگرانی نیز هستند  که بر پایه آزادی اندیشه می توانند خواست یا نگرش دیگری داشته باشند! ما  هنوز پیروز نشده خط کشی ها را آغاز کردیم و هر کس را که همچون ما نمی  اندیشید غیر خودی دانستیم و او را سزاوار شرکت در جنبشی که حق ذاتی او است  ندانستیم!</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:120px;">ما  ندانستیم این فقط ما نیستیم که در پی فردایی بهتر با جمهوری اسلامی می  ستیزد، ما فقط خود را، و گروه یا اندیشه ی گروه مان را، کامل دانستیم و هر  گونه چرایی در مورد خود یا اندیشه مان را گناهی بس بزرگ به شمار آوردیم و  پرسش کننده را تکفیر نمودیم. دوستی هایی را که در پی جنبش آزادیخواهی شکل  گرفته بود به دلیل خودخواهی به نفرت تبدیل نمودیم و هم زمان خواهان آن  بودیم که همه جنبش را بر اساس دیدگاه ما دنبال کنند!</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:120px;">نگویید  که &#8220;جمهوری اسلامی این چند گانگی را پدید آورد&#8221; که نمی پذیرم. تا وقتی  مدارک علیه خود ما وجود دارد دوست ندارم بازیگری همچون جمهوری اسلامی را  وارد این دعوا کنم، حتا اگر واقعا دخالت داشته باشد. من دارم خودمان را  متهم می کنم! من دارم می گویم همه ی ما در این جنایت دست داشته ایم و دست  همه مان هم به یک اندازه خون آلود است.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:120px;">ما  این قتل عمد یا غیر عمد را درست زمانی انجام دادیم که دشمن واقعی مان  نزدیک به مرگ بود و چون خواست آخرین تنوره اش را بکشد و ناپدید شود  پنداشتیم او جانی دوباره گرفته است و عقب نشستیم. و چون عقب نشستیم از شرم  این عقب نشینی به جان هم افتادیم و در پایان، جنبشی را که می توانست پیروز  شود و برای همه مردم ایران آزادی و برابری را به ارمغان آورد با دشنه های  رفیقانه مان از پشت نشانه رفتیم!</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:120px;">اینک  من هستم و تو که همدیگر را دشمن می دانیم ولی در واقع نیستیم! شاید آن روح  که گفتم بتواند جسد روی زمین افتاده جنبش آزادیخواهی را زنده کند. آن روح،  &#8220;روح خدایی&#8221; نیست که سی سال پیش آزادی و شادی را از ما گرفت. روحی که من  از آن حرف می زنم از انسانیت همه ما بر می خیزد و خواستی جز آزادی و برابری  همه ما ندارد. چشم هایت را ببند و به دور از اندیشه های تعصب آمیزی که بر  پایه سروری یک &#8220;فرد دیگر&#8221; بنا شده است خودت را در یک ایران آزاد تصور کن!  ایرانی که مال تو است&#8230; ایرانی که در آن تو نیز به اندازه ی آن &#8220;فرد دیگر&#8221;  برای رسیدن به قدرت حق داری! ایرانی که مال خود تو است و تو برایش تصمیم  می گیری.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes2.wordpress.com/915/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes2.wordpress.com/915/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes2.wordpress.com/915/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes2.wordpress.com/915/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes2.wordpress.com/915/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes2.wordpress.com/915/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes2.wordpress.com/915/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes2.wordpress.com/915/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes2.wordpress.com/915/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes2.wordpress.com/915/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes2.wordpress.com/915/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes2.wordpress.com/915/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes2.wordpress.com/915/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes2.wordpress.com/915/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=915&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes2.wordpress.com/2011/03/31/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>بختی که آیت الـله خمینی داشت!</title>
		<link>http://artahermes2.wordpress.com/2011/01/23/%d8%a8%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a2%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d9%80%d9%84%d9%87-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa/</link>
		<comments>http://artahermes2.wordpress.com/2011/01/23/%d8%a8%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a2%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d9%80%d9%84%d9%87-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 23 Jan 2011 08:19:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه و سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes2.wordpress.com/?p=913</guid>
		<description><![CDATA[دکتر حاتم قادری در مقاله ای خواندنی به نام “موقیت سرحدی امام خمینی” بیان می کند که آیت الـله خمینی با استفاده از چه ابزارهایی توانست رهبری انقلاب را در سال پنجاه و هفت از آن خود کند. از دیدگاه قادری، ترکیب عواملی نظیر سن، صورت، زبان از یک طرف و بهره گیری از فرهنگ [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=913&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">دکتر حاتم قادری  در مقاله ای خواندنی به نام “موقیت سرحدی امام خمینی” بیان می کند که آیت  الـله خمینی با استفاده از چه ابزارهایی توانست رهبری انقلاب را در سال  پنجاه و هفت از آن خود کند. از دیدگاه قادری، ترکیب عواملی نظیر سن، صورت،  زبان از یک طرف و بهره گیری از فرهنگ دینی-عرفانی ایرانی از سوی دیگر موجب  شد که آیت الـله خمینی بتواند با طفره رفتن از پاسخ گویی دقیق به چیستی  چیزی که او در پی آن است نه تنها مخالفان رژیم شاهنشاهی که حتا مردم عادی  را نیز به سوی خود متمایل کرده، رهبری انقلابی را که در پی آن بود در دست  گیرد. در حقیقت او، دانسته یا نادانسته، به همان پیر روشن ضمیری بدل گشت که  در فرهنگ ایرانی-عرفانی پاسخ دهنده  همه پرسش ها و داننده ی همه اسرار  است! (آزادی وجدان، نشر اختران، 1381)</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">اما پرسشی که با  خواندن این مقاله برای من پیش آمد این است که وجود چه عاملی موجب شد آیت  الـله خمینی بتواند از داشته های خویش به بهترین شکل استفاده کند و در هیچ  شرایطی به موقعیت بی نظیر او خدشه ای وارد نیاید و مورد پرسش قرار نگیرد؟!  بی تردید خمینی و اطرافیانش می دانستند چگونه از ابزارهای ارتباطی زمان خود  سود ببرند و از طریق همین ابزارها هم بود که با وجود سانسور شدید توانستند  پیام های آیت الـله خینی را به مردم داخل ایران منتقل کنند.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">بختی که آیت الـله  خمینی داشت این بود که او آخرین رهبر انقلابی پیش از عصر نوین مبادله  اطلاعات بود. در حقیقت سانسور او و اندیشه هایش از اخبار و روزنامه های  ایران بزرگ ترین موهبتی بود که به وی اعطا شد و او توانست در پس همین پرده ی  سانسور که علیه او اعمال می شد خود واقعی اش را پنهان کند و همچون آن پیر  روشن ضمیر افسانه ای جلوه نماید. او هرگز مورد پرسش قرار نگرفت زیرا روند  مبادله اطلاعات همیشه یک سویه و از جانب او بود. از سوی دیگر افکار عمومی  را نیز او هدایت می کرد زیرا او بود که مرکز توجه و کانون اخبار بود. برای  بعضی از مردم او نوشته ای روی یک شب نامه ی بد خط بود… برای گروهی دیگر او  صدایی در نوار کاست بود و برای اکثریت مردم او همچون نامش روح خدا، و  نادیدنی و ناشنیدنی بود و همین بود که جذابیت او را افزون می کرد. او  انسانی عرشی بود زیرا کمتر دیده می شد… او دست نیافتنی بود و همین، بحث در  مورد اندیشه اش را با شکست مواجه می کرد.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">شاید اگر در روزگاری  که انقلاب پنجاه و هفت پایه ریزی می شد اینترنت به شکل کنونی آن  وجود می  داشت آن انقلاب هرگز شکل نمی گرفت یا به گونه ای دیگر به پیروزی می رسید.  آیت الـله خمینی، شاید، آخرین رهبری بود که توانست در پناه امنیتی که فقدان  گردش اطلاعات فراهم می کند بخت یارانه یک انقلاب را با غمزه ی خود به  پیروزی برساند. امنیتی که دیگر هیچ رهبری در هیچ گوشه ی جهان ندارد… و بختی  که از این پس هیچ رهبری از آن بهره مند نخواهد شد.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">اکنون عصر ارتباطات است و هیچ کس مقدس نیست… و شاید برای همین است که دیگر رهبری وجود ندارد!</p>
</div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes2.wordpress.com/913/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes2.wordpress.com/913/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes2.wordpress.com/913/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes2.wordpress.com/913/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes2.wordpress.com/913/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes2.wordpress.com/913/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes2.wordpress.com/913/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes2.wordpress.com/913/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes2.wordpress.com/913/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes2.wordpress.com/913/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes2.wordpress.com/913/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes2.wordpress.com/913/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes2.wordpress.com/913/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes2.wordpress.com/913/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=913&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes2.wordpress.com/2011/01/23/%d8%a8%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a2%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d9%80%d9%84%d9%87-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>جنگ نرم و جنبش آزادیخواهی ایران</title>
		<link>http://artahermes2.wordpress.com/2011/01/04/%d8%ac%d9%86%da%af-%d9%86%d8%b1%d9%85-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://artahermes2.wordpress.com/2011/01/04/%d8%ac%d9%86%da%af-%d9%86%d8%b1%d9%85-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 Jan 2011 05:00:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه و سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes2.wordpress.com/?p=911</guid>
		<description><![CDATA[دوست دارم عبارت جنگ نرم را از نظریه پردازان جمهوری اسلامی وام بگیرم و آن را با مفهومی کمی متفاوت در نوشته ام به کار گیرم. بر اساس دیدگاه ایشان جمهوری اسلامی توسط دشمنانی خارجی، که قصد سرنگونی اش را دارند، احاطه شده است و چون بر اساس قوانین بین المللی نمی توانند وارد جنگ [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=911&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">دوست دارم عبارت جنگ  نرم را از نظریه پردازان جمهوری اسلامی وام بگیرم و آن را با مفهومی کمی  متفاوت در نوشته ام به کار گیرم. بر اساس دیدگاه ایشان جمهوری اسلامی توسط  دشمنانی خارجی، که قصد سرنگونی اش را دارند، احاطه شده است و چون بر اساس  قوانین بین المللی نمی توانند وارد جنگ مستقیم با جمهوری اسلامی شوند و یا  از واکنش غیر قابل پیش بینی آن هراس دارند، تلاش می کنند که از طریق  تبلیغات یا جنگ روانی مردم را نسبت به جمهوری اسلامی دلسرد کرده، آنها را  در مقابل رژیم قرار دهند.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">هدف این نوشته رد یا  پذیرش ادعای جمهوری اسلامی نیست بلکه تلاش دارد از چیزی که بیشتر از یک جنگ  یا رو در رویی واقعی جمهوری اسلامی را می ترساند استفاده کند و راهکاری  برای جنبش آزادیخواهی در ایران ارائه نماید.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">نخستین پرسشی که در  اینجا مطرح می شود این است که آیا اصولا برای رسیدن به آزادی در ایران به  مبارزه نیازی هست یا نه؟ با نگاهی به رخدادهای سه دهه گذشته به آسانی می  توان فهمید که جمهوری اسلامی با هرگونه اندیشه ی آزادیخواهی سر ستیز دارد و  آن را بر نمی تابد تا جایی که اندیشمندانی را که از دل خود همین حکومت  برخاسته بودند و نجوای اندکی آزادی را سر می دادند به شدت سرکوب کرد؛ و هر  گاه فضایی برای رسیدن به حداقل آزادی مطلوب و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش  مهیا گشت، جمهوری اسلامی با تمام نیرو در برابر آن قرار گرفت.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">پرسش بعدی این است که  اگر ما می دانیم جمهوری اسلامی را نمی توان اصلاح کرد پس چرا به شکل  مستقیم با آن وارد مبارزه نشویم زیرا همان گونه که رخدادهای اخیر نشان داده  است جنبش آزادیخواهی توان بسیج کردن میلیون ها نفر را در خیابان ها دارد و  می توان از قدرت، هیجان و احساسات این میلیون ها نفر استفاده نمود و با  افزودن خشونت به عملکرد معترضان- نظیر آن چه که در انقلاب پنجاه و هفت شاهد  آن بودیم- جمهوری اسلامی را مجبور به پذیرش شکست کرد.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">بی تردید استفاده از  خشونت بسیار تاثیرگذار است و شکی نیست که اگر جنبش آزادیخواهی همانند نیروی  مقابلش سلاح در دست بگیرد شانسی به مراتب بیشتر از جمهوری اسلامی برای  پیروزی دارد. اما، برای هدایت جنبش به فاز خشونت باید به دو مساله دقت کرد:  نخست این که اگر این جنبش دارای رهبری هم باشد آن رهبر هرگز نخواهد توانست  به خود اجازه دهد که آزادیخواهان را که در شرایط کنونی هیچ سلاحی ندارند  در برابر ماموران تا دندان مسلح جمهوری اسلامی قرار دهد. دوم این که اگر هم  چنین اتفاقی رخ دهد و آنها به شکل یک جنگ تمام عیار در برابر هم قرار  گیرند آزادیخواهان باز هم محکوم به شکست هستند زیرا آنها انسان هایی معمولی  هستند که برای خشونت تعلیم ندیده اند. آنها اگر هم خشونتی به خرج دهند  جنبه ای کاملا احساسی-هیجانی دارد و نمی تواند پایدار باشد. در چنین  شرایطی، آنها به امید دریافت پاسخی مشابه از خشونت خود می کاهند یا آن را  کنار می گذارند اما طرف مقابل که شغلش اعمال خشونت است و به همین منظور  تعلیم دیده است از این عقب نشینی بهترین استفاده را می کند و پیروز می شود.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">جنگ نرم بیشتر حنبه ی  روانی دارد و بر روشنگری، تبلیغات، شایعات و حتا دروغ استوار است. در جنگ  نرم این آدم ها نیستند که بر دشمن حمله می آورند بلکه اخبار راست یا دروغ  دشمن را مورد تهاجم قرار می دهند. در حقیقت در جنگ نرم اندیشه ها همچون  مورچه های مهاجم به هر قسمتی که قابل حمله باشد هجوم می آورند و آن را  نابود می کنند. انسانی را تصور کنید که مورد تهاجم مورچه ها قرار گرفته  است… طبیعی ترین واکنش او این است که مورچه ها را از روی بدن خود پاک کند  او خود را می تکاند و تعدادی از آنها به زمین می ریزند ولی هنوز مورچه های  بسیاری از اندام او بالا می روند یا به نقطه ی دیگری هجوم می برند تا اندکی  بعد دوباره او را از جا بپرانند!</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">اما این همه ی هدف  جنگ نرم نیست. هدف دیگر جنگ نرم بر هم زدن توازن نیروها به نفع خود است.  همان گونه که گفتم در جنگ نرم از تبلیغات استفاده می شود پس به وسیله ی این  تبلیغات باید تا حد ممکن نیروهای طرف مقابل را مرعوب کرد و در عین حال  برای آنها این امید را باقی گذاشت که اگر به نیروهای آزادیخواه بپیوندند در  زمان پیروزی نهایی، خود و خانواده شان آسیبی نخواهند دید. چرا که اگر آنها  بدانند- و جمهوری اسلامی نیز چنین به آنها باورانده است- شکست خوردن به  مفهوم تمام شدن زندگی شان است تا پای جان و با خشونت بسیار مبارزه خواهند  کرد.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">از سوی دیگر تبلیغات  به ما این فرصت را می دهد با دست گذاشتن روی حساسیت ها و یا منافع گروه  هایی که به هر دلیل تا کنون در کنار جنبش نبوده اند یا از پیوستن به آن  هراس داشته اند آنها را با خود همراه کرد و از انرژی ایشان نیز که جمهوری  اسلامی به شکل سنتی  آن را از آن خود می داند بهره مند شد.</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">گروه اخیر بی آن که  بخواهد یا به چشم آید نقش عمده ای در تغییر معادلات دارد و چون این گروه  معمولا محافظه کار است و از سنت الهام می گیرد در برخورد با آن باید بسیار  محتاط بود. کوچک ترین اشاره ای برای ایجاد تغییر در باورهای سنتی ایشان  آنها را دوباره به دامان جمهوری اسلامی برخواهد گرداند و جمهوری اسلامی نیز  بی تردید با بزرگ نمایی هر یک از اشتباه های ما تلاش خواهد نمود دوباره  آنها را تصاحب کند!</p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;">اما پایان جنگ نرم  چیست؟ آیا روزی به یک نبرد واقعی بدل خواهد شد؟ آیا به جنگ قدرت و تنازع  بقا در رژیم خواهد انجامید؟ آیا جمهوری اسلامی را از درون نابود خواهد کرد؟  پاسخ را آینده خواهد داد… آینده ای که  خواهد دید اگرچه جنبش آزادیخواهی  با خشونت سرکوب شد ولی هر راهی را برای رسیدن به پیروزی امتحان کرد تا در  پایان پیروز شد!</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes2.wordpress.com/911/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes2.wordpress.com/911/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes2.wordpress.com/911/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes2.wordpress.com/911/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes2.wordpress.com/911/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes2.wordpress.com/911/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes2.wordpress.com/911/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes2.wordpress.com/911/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes2.wordpress.com/911/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes2.wordpress.com/911/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes2.wordpress.com/911/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes2.wordpress.com/911/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes2.wordpress.com/911/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes2.wordpress.com/911/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=911&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes2.wordpress.com/2011/01/04/%d8%ac%d9%86%da%af-%d9%86%d8%b1%d9%85-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>چرا کردها را اعدام می کنند؟!</title>
		<link>http://artahermes2.wordpress.com/2010/12/25/%da%86%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d8%9f/</link>
		<comments>http://artahermes2.wordpress.com/2010/12/25/%da%86%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 26 Dec 2010 01:30:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه و سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes2.wordpress.com/?p=906</guid>
		<description><![CDATA[آذری تبار هستم، که باشم&#8230; یک رگ لری دارم، که داشته باشم&#8230; آخر نباید از خودم بپرسم چرا کردها را می کشند و صدای کسی در نمی آید؟! کردها فقط وقتی خوب هستند که می خواهم از غیرت یا جوانمردی مثال یزنم یا از زیبایی طبیعی یک زن حرف بزنم؟! چه کسی یا چه چیزی [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=906&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">آذری  تبار هستم، که باشم&#8230; یک رگ لری دارم، که داشته باشم&#8230; آخر نباید از  خودم بپرسم چرا کردها را می کشند و صدای کسی در نمی آید؟! کردها فقط وقتی  خوب هستند که می خواهم از غیرت یا جوانمردی مثال یزنم یا از زیبایی طبیعی  یک زن حرف بزنم؟! چه کسی یا چه چیزی دارد من را از پاره ی تنم، دوست کردم،  جدا می کند؟ اگر مذهب است که آن را سال ها پیش به دور انداخته ام پس چرا  هنوز دهانم باز نمی شود تا علیه کشتار آنها چیزی بگویم؟ کم از آنها خوبی  دیده ام؟ کم با آنها نان و نمک خورده ام؟ نیما، پیمان، آرش، سیاوش، مژده،  سیامک، کامران، شادی و &#8230; دوستان بدی برایم بوده اند؟ خانواده شان کم من  به من محبت کرده اند؟ آخر چرا نباید حنجره ام را برای آنها جر بدهم و فریاد  نزنم اعدام کردها را متوقف کنید؟</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">شاید  از درگیری های متقابل سپاه و کردها در کردستان مثال بزنید و بگویید آنها  ما را کشته اند ولی حتا اگر بپذیرم، این پرسش را در برابرت قرار می دهم که  مگر سپاه نکشت؟ چه کسی آن بحران را آغاز کرد؟ یک کرد مگر چه می خواهد جز  این که بتواند سرنوشت خود را در دست بگیرد؟ آنها علاقه ای به جدایی ندارند  آنها می خواهند یک کرد هم بتواند وارد عرصه ی سیاسی کشور شود&#8230; آنها می  خواهند اگر در ارتش خدمت می کنند بتوانند به دور از تبعیض درجه بگیرند&#8230;  آنها می خواهند اگر مذهب شان متفاوت از مذهب دیگران است خودشان متفاوت  نباشند&#8230; آنها می خواهند بیگانه به شمار نیایند&#8230; آنها می خواهند بتوانند  زمینی را که نام ایشان بر آن نهاده شده آباد کنند&#8230; می خواهند فقیر  نباشند&#8230; می خواهند مجبور نباشند برای به دست آوردن لقمه ای نان، جان شان  را به خطر بیاندازند و از مرز گذر کنند.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">نمی  گویم همه جای کشور گلستان شده است و فقط کردستان ویران مانده است اما همان  گونه که یک بلوچ دوست دارد زمینش آباد باشد کردها نیز دوست دارند بهتر  زندگی کنند. کردستان با همه ی زیبایی وحشی اش باید بتواند صنعتی شود یا نه؟  باید بتواند به مردمش کار بدهد یا نه؟ در این که استبداد بر کشور حاکم است  شکی نیست ولی دست کم یک تهرانی یا مشهدی با تبریزی یا اصفهانی می تواند  گاهی فریادی در خیابان بکشد ولی دست ها را چنان دور گردن کردها حلقه کرده  اند که حتا نفس هم نمی تواند بکشند و هر تلاشی برای نفس کشیدن آنها را  بیشتر به مرگ نزدیک می کند.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">تا  چند ساعت دیگر حبیب الـله لطیفی به قتل خواهد رسید. او آخرین نیست و آخرین  نیز نخواهد بود. ای کاش می توانستم این جنایت را متوقف کنم!</span></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes2.wordpress.com/906/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes2.wordpress.com/906/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes2.wordpress.com/906/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes2.wordpress.com/906/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes2.wordpress.com/906/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes2.wordpress.com/906/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes2.wordpress.com/906/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes2.wordpress.com/906/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes2.wordpress.com/906/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes2.wordpress.com/906/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes2.wordpress.com/906/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes2.wordpress.com/906/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes2.wordpress.com/906/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes2.wordpress.com/906/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=906&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes2.wordpress.com/2010/12/25/%da%86%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>امام عادل!*</title>
		<link>http://artahermes2.wordpress.com/2010/12/25/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b9%d8%a7%d8%af%d9%84/</link>
		<comments>http://artahermes2.wordpress.com/2010/12/25/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b9%d8%a7%d8%af%d9%84/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 25 Dec 2010 15:37:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه و سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes2.wordpress.com/?p=901</guid>
		<description><![CDATA[شنیدم که گفته ای” جامعه یا زیر سرپرستی یک امام عادل برآمده از خدا است و یا در اختیار انسان هایی است که از حق بیگانه اند و از این دو حال خارج نیست”! تصور کن… فقط تصور کن که من به خدا باور دارم و نیز می پذیرم که یک امام عادل می تواند [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=901&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">شنیدم  که گفته ای” جامعه یا زیر سرپرستی یک امام عادل برآمده از خدا است و یا در  اختیار انسان هایی است که از حق بیگانه اند و از این دو حال خارج نیست”!  تصور کن… فقط تصور کن که من به خدا باور دارم و نیز می پذیرم که یک امام  عادل می تواند سرپرست خوبی برای یک جامعه باشد. اکنون بگو منظورت چیست؟ آیا  میخواهی بگویی آن امام عادل تو هستی و از سوی خدا برگزیده شده ای؟ سندی  برای برگزیده شدنت از سوی خدا نمی خواهم- که لابد داری- ولی لطف می کنی  بگویی عدالت تو را در کجا باید بیایم که هر قدر می گردم اثری از آن نمی  یابم؟</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">عدالت  تو را در روستا ها بجویم یا در شهر ها و یا در گورستان ها؟ عدالت تو را در  دادگاه ها سراغ بگیرم یا در زندان ها و یا پای چوبه های دار؟ عدالت تو  برای کیست؟ چه کسی آن را دیده یا شنیده است؟ مطمئنی که داری از عدالت حرف  می زنی نه جنایت؟ تو چگونه عادلی هستی که در کشوری که خود را رهبر یا امام  آن می نامی این همه نابرابری است؟ چگونه عادلی هستی که می بینی مردم در چه  شرایط اقتصادی ای به سر می برند اما تو در رفاه هستی؟ آیا تو به عنوان امام  نباید از شرم بمیری وقتی می بینی چه بر سر زندانیان سیاسی آورده اند؟ آیا  تو که بر آمده از خدا هستی نباید شلوارت را خراب کنی وقتی می بینی مردم  دارند از خدا بر می گردند؟!</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">آری  ما از حق بیگانه ایم و به همین دلیل می خواهیم سرپرستی جامعه را  در دست  بگیریم تا برابری را نه بر اساس معیارهای خدایی، که بر پایه اندیشه ی انسان  محورانه گسترش دهیم. حقی که تو ما را از آن بیگانه می خوانی ارزانی خودت و  خدایت که آثارش را همچنان داریم حس می کنیم و دردش ساکت نمی شود! عدالتی  که تو و خدایت برای ما آورده اید را به خودتان باز می گردانیم  و پیشاپیش  هشدار می دهیم چون خون ما نجس است بهتر است خون دلمه بسته ی ما را از روی  عدالت تان بشویید تا دست تان کثیف نشود! ما از حق بیگانه ایم… عادل هم  نیستیم… خدایگان هم نیستیم… خدا هم نیستیم. ما انسان هستیم و آشناییم با  دردهای انسانی… ما می دانیم انسان چه می خواهد… ما معنی زخم را می فهمیم…  ما درد را حس می کنیم… ما می دانیم تحقیر چیست.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">اکنون  تو ای امام عادل که بر آمده از خدا هستی… به بیغوله ی خدایت بگریز و عدالت  را برای او اجرا کن یا اجازه بده او عدلش را به تو نشان دهد… می دانی ای  امام عادل، وقتی که تو و خدایت عدل تان را به هم نشان می دهید و آن را کنار  هم می گذارید تا ببینید مال کدام تان گنده تر است ما انسان های بیگانه از  حق می توانیم کمی لبخند بزنیم و نفسی از سر رهایی بکشیم!</span></p>
<p>______________</p>
<p><span style="color:#0000ff;">پی نوشت: این مطلب را چندی پیش در واکنش به حرف های سید علی خامنه ای نوشته بودم ولی فراموش کرده بودم آن را منتشر کنم!</span></p>
</div>
<div><a title="دیدگاه‌ در امام عادل!*" href="http://artahermes.wordpress.com/2010/12/25/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b9%d8%a7%d8%af%d9%84/#respond"><br />
</a></div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes2.wordpress.com/901/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes2.wordpress.com/901/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes2.wordpress.com/901/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes2.wordpress.com/901/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes2.wordpress.com/901/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes2.wordpress.com/901/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes2.wordpress.com/901/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes2.wordpress.com/901/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes2.wordpress.com/901/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes2.wordpress.com/901/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes2.wordpress.com/901/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes2.wordpress.com/901/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes2.wordpress.com/901/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes2.wordpress.com/901/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=901&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes2.wordpress.com/2010/12/25/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b9%d8%a7%d8%af%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>چرا خدا اختراع شد؟!</title>
		<link>http://artahermes2.wordpress.com/2010/12/24/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b9-%d8%b4%d8%af%d8%9f/</link>
		<comments>http://artahermes2.wordpress.com/2010/12/24/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b9-%d8%b4%d8%af%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Dec 2010 23:01:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه و سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes2.wordpress.com/?p=899</guid>
		<description><![CDATA[اهل السالوادر است و بسیار مذهبی…  لب به الکل نمی زند و هفته ای چند بار به کلیسا می رود. خودش می گوید به شکل افتخاری برای کلیسا کار می کند! پروتستان است و دشمن خونی کاتولیک ها؛ زیرا بر این باور است که کاتولیک ها مسیحی نیستند. گاهی که حوصله دارم سر به سرش [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=899&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">اهل  السالوادر است و بسیار مذهبی…  لب به الکل نمی زند و هفته ای چند بار  به  کلیسا می رود. خودش می گوید به شکل افتخاری برای کلیسا کار می کند!   پروتستان است و دشمن خونی کاتولیک ها؛ زیرا بر این باور است که کاتولیک ها   مسیحی نیستند. گاهی که حوصله دارم سر به سرش می گذارم اما معمولا اجازه می  دهم که برایم از مسیحیت حرف بزند و تلاش کند من را مسیحی کند!</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">با  این که به شکل ذاتی بسیار تنبل و شل است تا همین دو هفته پیش هر جا که او  را می فرستادیم به موقع می رسید و به موقع هم باز می گشت، اما درست از دو  هفته پیش به یک باره همه چیز تغییر کرد: مدام در حال دیر آمدن بود. اگر او  را برای کاری می فرستادم که می دانستم بیشتر از یک ساعت طول نمی کشد امکان  نداشت زودتر از دو ساعت بازگردد و مدام بهانه می آورد.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">امروز  توی ماشین شرکت نشسته بودیم که ناگهان زد زیر خنده و در حالی که به جی پی  اس(مسیر یاب ماهواره ای) اشاره می کرد گفت: من تا دو هفته پیش فکر می کردم  این زنه توی ماهواره نشسته و با دوربین ما را می بیند و سریع نقشه ها را  نگاه می کند و به ما می گوید که کجا باید برویم! متوجه منظورش نشدم و گفتم:  آره این دستگاه با ماهواره در ارتباطه و می دونه ما کجا هستیم و راه رو  نشون مون میده. گفت: نه من فکر می کردم یک نفر مسوول ماشین ما است و ما را  می پاید اما یکی از دوستانم گفت آدمی در کار نیست و همه چیز با کامپیوتر  است! گفتم: و تو از روزی که فهمیدی کسی با دوربین تو را نمی پاید مدام شروع  به جیم شدن کردی و دیر می آیی! اخم کرد و چیزی نگفت… فکر می کنم داشت به  خودش فحش می داد که چرا جلوی من دهان باز کرده است!</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">ماجرای  خدا هم مثل ماجرای جی پی اس است. خدا اختراع شد تا به مثابه یک چشم نامرئی  در بالای سر انسان ها قرار بگیرد و آدمیان از ترس عقوبت نتوانند کاری را  که دوست دارند انجام دهند… خدا اختراع شد تا اربابان دیگر زحمت پاییدن  بندگان را به خود ندهند… خدا اختراع شد تا انسان رام شود!</span></p>
</div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes2.wordpress.com/899/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes2.wordpress.com/899/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes2.wordpress.com/899/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes2.wordpress.com/899/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes2.wordpress.com/899/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes2.wordpress.com/899/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes2.wordpress.com/899/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes2.wordpress.com/899/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes2.wordpress.com/899/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes2.wordpress.com/899/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes2.wordpress.com/899/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes2.wordpress.com/899/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes2.wordpress.com/899/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes2.wordpress.com/899/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=899&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes2.wordpress.com/2010/12/24/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b9-%d8%b4%d8%af%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>آزادی و بت های کهن و نو</title>
		<link>http://artahermes2.wordpress.com/2010/12/12/%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87%d9%86-%d9%88-%d9%86%d9%88/</link>
		<comments>http://artahermes2.wordpress.com/2010/12/12/%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87%d9%86-%d9%88-%d9%86%d9%88/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 12 Dec 2010 18:10:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه و سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes2.wordpress.com/?p=897</guid>
		<description><![CDATA[بت پرستی در تضاد کامل با آزادی قرار دارد؛ تفاوتی ندارد که این بت، یک بت باستانی ترک خورده و فرسوده باشد یا یک بت خوش تراش مدرن! در این که بت ها همیشه وجود داشته و خواهند داشت شکی نیست اما یک آزادیخواه از لحظه ای که به بت پرستی روی می آورد بخشی [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=897&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;padding-left:120px;"><span style="color:#800000;">بت  پرستی در تضاد کامل با آزادی قرار دارد؛ تفاوتی ندارد که این بت، یک بت  باستانی ترک خورده و فرسوده باشد یا یک بت خوش تراش مدرن! در این که بت ها  همیشه وجود داشته و خواهند داشت شکی نیست اما یک آزادیخواه از لحظه ای که  به بت پرستی روی می آورد بخشی از آزادیخواهی خود را در گرو وجود آن بت می  گذارد.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:120px;"><span style="color:#800000;">بت چیست؟ دارم با کنایه از خدا حرف می زنم یا منظورم بت واقعی است؟ نه،  کنایه ای در کار نیست هم منظورم خدا است و هم  بت دست ساز و هم افرادی که  به بت تبدیل می شوند. و حتا این هم نیست؛ وقتی از بت حرف می زنم این بت  مردم، وطن، مذهب، جامعه، سوسیالیسم، کاپیتالیسم، جمهوری خواهی، سلطنت طلبی،  دموکراسی و… را نیز شامل می شود!</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:120px;"><span style="color:#800000;">اما  چرا؟! تعبیری که من از آزادی واقعی دارم این است که هیچ چیز یا هیچ کس  نتواند جلوی کردارهای فردی من را بگیرد ولی ناگهان به یاد می آورم که این  تعبیر از آزادی در مورد دیگران نیز صدق می کند! بی تردید در اینجا است که  نخستین بت ساخته می شود و بر اساس آن می گوییم چون آزادی یک فرد می تواند  آزادی فرد دیگر را دچار مخاطره کند آزادی هر فرد باید به آزادی فرد دیگر  محدود شود. شاید با این بت بتوان کنار آمد اما بت بعدی چیست؟ این که بت  بعدی چیست را جامعه ای که در آن زندگی می کنیم تعیین می کند ولی به کار  بردن همین واژه ی جامعه و اهمیت دادن به آن پدید آورنده ی یک بت دیگر به  نام جامعه است که باید خود را با هنجارهای آن- که بر اساس بت های دیگری بنا  شده اند- وفق بدهیم. این هنجار ها می توانند تمامی یا بخشی از آزادی ای را  که برای آن جنگیده ایم دچار محدودیت نمایند. این هنجارها از درون خانه  آغاز می شوند و گاه ممکن است از یک حوزه ی جغرافیایی خاص بیرون رفته، کل  زمین را پوشش دهند.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:120px;"><span style="color:#800000;">در  بالا گفتم “آزادی ای که برای آن جنگیده ایم”، و این بدان معنا است که  آزادی خود به خود به دست نیامده است. و باز این بدان معنا است که ما یا  رهبر یک جنبش آزادیخواهانه بوده ایم یا بخشی از آن جنبش. همین جنگ برای به  دست آوردن آزادی نیز کوره ای است که بسیاری از بت ها در آن ساخته می شوند و  از همه ترسناک تر بت بزرگی است که رهبر، پیشوا، رییس، امام و…  نام دارد و  در دوران مبارزه برای آزادی توسط خود ما یا دوستان ما به عنوان سمبل و  هماهنگ کننده ی حرکت آزادیخواهانه ی ما برگزیده شده است و برای مدتی محدود  آزادی خود را در اختیار او قرار داده ایم اما گاهی فراموش می کنیم او نیز  انسانی همچون ما است و این ما هستیم که به او مشروعیت می دهیم و اگر پیروزی  ای به دست می آید نتیجه ی عملکرد ما بوده است نه معجزه ای از جانب او.  گاهی ما او را نمادی از خودمان می دانیم و هر حمله ای به او را حمله ای به  خودمان تصور می کنیم و در برابر حمله کننده موضع می گیریم و چنان می شود که  ناگهان در می یابیم هدف اصلی که آزادی بوده است فراموش گشته و ما به  محافظان شخصی رهبر یا پیشوای مان بدل گشته ایم، رهبر یا پیشوایی که او نیز  فراموش کرده یا به روی خود نمی آورد چرا به عنوان رهبر برگزیده شده است.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:120px;"><span style="color:#800000;">او  به یک بت مبدل شده است و اراده ی او، که زمانی می پنداشتیم اراده ی خود ما  و نتیجه ی آزادی فردی ما است، بر ما حاکم گشته است. حتا اگر به پیروزی  نرسیده باشیم و به مخفی گاه های مان خزیده باشیم همچنان او را می پرستیم و  آرزو می کنیم بتوانیم او را- و نه آزادی را- پاسداری کنیم زیرا دیگر آزادی  هدف نیست و آن رهبر مرکز توجه ما است و یک تیک عصبی کوچک که در گونه ی او  می بینیم برای مان دردناک تر از مرگ همرزم مان در پیکارگاه است. قلمی که او  در دست گرفته است و مردد است با آن چیزی بنویسد یا نه برای مان بیشتر از  دست هایی که در شکنجه گاه ها قلم می شوند اهمیت دارد. زیرا او بت شده است،  یکی از همان بت هایی که روزگاری بس بسیاران دور- که دیگر به یاد نمی آوریم-  قرار بود با آن بجنگیم و تمامی بت های نو و کهن را از میان برداریم! و اگر  پیروزی ای در کار باشد این پیروزی به تمامی به او تعلق دارد زیرا دیگر  توان اندیشیدن را از دست داده ایم و آموخته ایم که در برابر او پیشانی به  خاک بساییم.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:120px;"><span style="color:#800000;">و  اینک آزادیخواهی بر باد رفته ی ما است که در خیابان های ذهن مان- و  شهرمان- جریان دارد و داریم با چیزی که دیگر آن را “بت آزادی و آزادیخواهی”  می نامیم مبارزه می کنیم تا بت بزرگ که منافع ما است آسیبی نبیند!</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:120px;"><span style="color:#800000;">و  آن گاه که دیگر به وجودمان نیازی نیست و در برابر جوخه اعدام ایستاده ایم و  داریم به گذشته می اندیشیم تنها یک پرسش در ذهن مان جریان دارد: آیا  واقعا  آزادی هم یک بت است؟ هنوز گلوله ها با بدن مان برخورد نکرده اند که  متوجه می شویم نمی دانیم زیرا نتوانستیم به آن برسیم.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:120px;"><span style="color:#800000;">و در همین آخرین لحظه است که از ترس و نومیدی شلوارمان را خراب می کنیم تا دست کم یک بار آزاد بوده باشیم!</span></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes2.wordpress.com/897/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes2.wordpress.com/897/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes2.wordpress.com/897/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes2.wordpress.com/897/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes2.wordpress.com/897/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes2.wordpress.com/897/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes2.wordpress.com/897/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes2.wordpress.com/897/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes2.wordpress.com/897/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes2.wordpress.com/897/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes2.wordpress.com/897/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes2.wordpress.com/897/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes2.wordpress.com/897/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes2.wordpress.com/897/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=897&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes2.wordpress.com/2010/12/12/%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87%d9%86-%d9%88-%d9%86%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>آیا احمدی نژاد یک نقطه ی عطف تاریخی است؟</title>
		<link>http://artahermes2.wordpress.com/2010/10/30/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c-%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af-%db%8c%da%a9-%d9%86%d9%82%d8%b7%d9%87-%db%8c-%d8%b9%d8%b7%d9%81-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</link>
		<comments>http://artahermes2.wordpress.com/2010/10/30/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c-%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af-%db%8c%da%a9-%d9%86%d9%82%d8%b7%d9%87-%db%8c-%d8%b9%d8%b7%d9%81-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 31 Oct 2010 00:00:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه و سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes2.wordpress.com/?p=893</guid>
		<description><![CDATA[با نگاهی به تاریخ نه چندان طولانی- اما دیر گذر- جمهوری اسلامی به نظر می رسد محمود احمدی نژاد با اسلاف خویش تفاوتی فاحش دارد. تاریخ جمهوری اسلامی نشان می دهد که هر یک از روسای جمهوری پیشین همیشه نقش دوم را پذیرفته بودند و تلاشی نیز برای تبدیل شدن به نقش اول از خود [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=893&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">با  نگاهی به تاریخ نه چندان طولانی- اما دیر گذر- جمهوری اسلامی به نظر می  رسد محمود احمدی نژاد با اسلاف خویش تفاوتی فاحش دارد. تاریخ جمهوری اسلامی  نشان می دهد که هر یک از روسای جمهوری پیشین همیشه نقش دوم را پذیرفته  بودند و تلاشی نیز برای تبدیل شدن به نقش اول از خود نشان نمی دادند. اما  داستان احمدی نژاد- مردی که از ناکجا آباد پدیدار شد و به قدرت دست یافت-  کاملا متفاوت است.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">در این داستان او هرگز چهره ی محبوبی نیست و خود نیز به خوبی از آن آگاه  است اما برای او تفاوتی نمی کند که دیگران درباره ی او چه فکر می کنند.  تمام تلاش این مرد کوچک اندام- که عبارت کوتوله ی سیاسی درباره اعمال سیاسی  او نیز مناسب به نظر می رسد- این است که بیشتر دیده شود و برای این دیده  شدن هر کاری بتواند می کند حتا اگر سوار شدن بر گرده ی علی خامنه ای- نقش  اول بیست سال گذشته- باشد! برای کوتوله ی سیاسی ای همچون احمدی نژاد هر عمل  یا گفتار سیاسی تا آنجا ارزش دارد که بتواند او را به محور بحث ها مبدل  کند به گونه ای که به نظر می رسد او سپر دفاعی علی خامنه ای است و ضربه  هایی را که باید بر خامنه ای وارد شود او تحمل می کند. اما آیا چنین است؟  به گمان من این این دیدگاه درست نیست و احمدی نژاد بازیگری نیست که بخواهد  در زیر سایه یک نفر دیگر قرار بگیرد. او می داند چگونه حتا زمانی که دوربین  در یک کادر بسته دارد از رهبر جمهوری اسلامی کلوز آپ می گیرد دست، پا و یا  قسمت دیگری از بدن خود را وارد کادر کند تا کسی فراموش نکند او هم در همان  صحنه حضور دارد.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">اما  بازیگر نقش نخست در مورد او چه می اندیشد؟ حقیقت این است که خامنه ای هرگز  درباره ی او و بازی اش نمی اندیشد زیرا به انداه ی  به شهرت و قدرت  بازیگری خود اعتماد دارد که بر این باور است هر سناریویی بدون وجود او روی  زمین خواهد ماند و کسی به فکر ساخت آن نخواهد افتاد! برای او که هم  کارگردان و هم هنرپیشه ی این سناریو است احمدی نژاد بازیگری تازه کار به  شمار می آید که فقط خواست او بوده که احمدی نژاد در آن نقشی بی اهمیت را بر  عهده گرفته است و اگر هم گاهی احمدی نژاد را تشویق می کند به این دلیل است  که بتواند از او بازی بهتری بگیرد تا هنر خودش بیشتر به چشم آید!</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">بی  تردید احمدی نژاد نیز آن اندازه ابله نیست که نداند ماجرا از چه قرار است و  به همین دلیل می کوشد کاری کند که بازی او هرگز از یادها نرود. پس باید  دیگرانی را که همراه او نقش های مکمل را بازی می کنند یک به یک کنار بزند.  او می داند در این بازی هنرپیشه های قدیمی ای وجود دارند که قدرت بازیگری  شان از او بیشتر است اما در این میان آنهایی که لباس مذهب را بر تن دارند  رقبای جدی تری به نظر می رسند و چون این رقابت به شکل ناگفته ای میان نقش  اول و این بازیگران قدیمی دین-کار(روحانی) نیز وجود دارد، با یاری گرفتن از  علی خامنه ای می تواند آسان تر از پس ایشان بر آید. احمدی نژاد باور دارد  اگر چنین اتفاقی رخ دهد- که در حال رخ دادن است-  او با سهولت بیشتری می  تواند قدرت خود را گسترش دهد و اگر نه به عنوان ریاست جمهوری، دست کم به  صورت یکی از پدرخوانده ای قدرت، حیات سیاسی خویش را دوام بخشد. بی تردید او  همچنان نمی تواند در برابر هنرپیشه نقش اول خودنمایی کند اما می داند با  کنار رفتن دین-کاران قدرتمند، مشروعیت علی خامنه ای که از همان دین و  دین-کاران برخاسته است از میان می رود و صحنه برای هنرپیشه های کمتر شناخته  شده باز می گردد.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">از  همین جا است که می توان احمدی نژاد را نقطه ی عطفی دانست که می تواند منجر  به یک انقطاع تاریخی در نظام حاکم بر جمهوری اسلامی گردد؛ انقطاعی که در  آن دین-کاران بار دیگر به حاشیه رانده می شوند و افرادی با لباس های  معمولی، گذشته از داوری درباره ی خوب یا بد بودن آنها، قدرت را در دست می  گیرند.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">آیا  چنین روندی ممکن است؟ آیا علی خامنه ای در برابر آن قرار نخواهد گرفت؟ به  نظر می رسد این روند امکان پذیر باشد و اگر نه اکنون، دست کم پس از مرگ  ناگزیر خامنه ای، اتفاق خواهد افتاد که در این صورت، و به دلیل از میدان به  در شدن رقبا، احمدی نژاد دشواری چندانی پیش رو نخواهد داشت و اگر هم چنین  نشود او چیزی را از دست نداده است و به همان هیچی که بوده است بازخواهد  گشت!</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">اکنون  پرسش این است که آیا چنین اتفاقی- کنار رفتن خامنه ای و دیگر دین-کاران،  برای مردم( طرفداران جنبش آزادیخواهی) فرخنده خواهد بود؟ فکر نمی کنم این  گونه باشد! بی تردید با شادی بسیار از نبودن آنها استقبال می کنم ولی اگر  این “نبودن” به شکل کنار گذاشته شدن تدریجی آنها از قدرت اتفاق افتد و نه  در یک پروسه ی انقلابی یا دست کم اصلاح طلبانه، و نه با نابود شدن پایگاه  اجتماعی شان در میان توده های کمتر تحصیل کرده، هر لحظه امکان بازگشت ایشان  به قدرت وجود دارد و همین است که حطرناک می نماید.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">گفتم  این اتفاق برای مردم فرخنده نخواهد بود اما جنبش آزادی خواهی می تواند از  همین مساله استفاده کند و با رو در رو قرار دادن احمدی نژاد و خامنه ای و  ایجاد جنگ قدرت میان هواداران ایشان، شرایط را برای تضعیف هر دو طرف مهیا  نماید.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">آخرین  چیزی که در اندیشه ام جریان دارد این است: از کجا معلوم که احمدی نژاد  چنان رویایی در سر داشته باشد… و از کجا معلوم که او یک نقطه ی عطف تاریخی  باشد؟! پاسخ این است که اگر تا دیروز نبوده، از امروز می تواند باشد… باید  روی آن کار کنیم!</span></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes2.wordpress.com/893/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes2.wordpress.com/893/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes2.wordpress.com/893/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes2.wordpress.com/893/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes2.wordpress.com/893/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes2.wordpress.com/893/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes2.wordpress.com/893/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes2.wordpress.com/893/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes2.wordpress.com/893/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes2.wordpress.com/893/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes2.wordpress.com/893/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes2.wordpress.com/893/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes2.wordpress.com/893/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes2.wordpress.com/893/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=893&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes2.wordpress.com/2010/10/30/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c-%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af-%db%8c%da%a9-%d9%86%d9%82%d8%b7%d9%87-%db%8c-%d8%b9%d8%b7%d9%81-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>قانون اساسی؟ چه کشکی… چه پشمی؟!</title>
		<link>http://artahermes2.wordpress.com/2010/10/23/%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%9f-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b4%da%a9%db%8c%e2%80%a6-%da%86%d9%87%c2%a0%d9%be%d8%b4%d9%85%db%8c%d8%9f/</link>
		<comments>http://artahermes2.wordpress.com/2010/10/23/%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%9f-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b4%da%a9%db%8c%e2%80%a6-%da%86%d9%87%c2%a0%d9%be%d8%b4%d9%85%db%8c%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 23 Oct 2010 21:30:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه و سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes2.wordpress.com/?p=870</guid>
		<description><![CDATA[گاهی می شنوم که گفته می شود همین قانون اساسی جمهوری اسلامی اگر اجرا شود خیلی خوب است&#8230; راستش مانده ام که چه چیز آن خوب است که برای آن پستان به تنور می چسبانند! قانون اساسی ای که از مردم برنخاسته باشد و آنها را به رسمیت نشناسد چگونه می توان قانون اساسی نامید؟ [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=870&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">گاهی می شنوم که گفته می شود همین قانون اساسی جمهوری اسلامی اگر اجرا شود خیلی خوب است&#8230; راستش مانده ام که چه چیز آن خوب است که برای آن پستان به تنور می چسبانند! قانون اساسی ای که از مردم برنخاسته باشد و آنها را به رسمیت نشناسد چگونه می توان قانون اساسی نامید؟</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;"> این قانون را همان بهتر که در عرش پر نقش الاهی شان به اجرا بگذارند تا ببینم هیچ فرشته ای برای خدا تره خرد می کند یا نه! عرش خدا که هیچ، این قوانین را بر گوسفندان هم نمی توان لازم الاجرا دانست. مدام از اسلام بند و تبصره آمده است و به آن استناد شده است. کدام اسلام؟ همان اسلامی که در آن برای انسان هیچ ارزشی وجود ندارد و حکم، حکم خدا است؟ حکم همان خدایی که چون هرگز انسان نبوده و محدود نیست نمی تواند مشکلات و خواست های یک انسان را درک کند؟ حکم آن خدایی که دستور بریدن سر فرزند را می دهد تا وفاداری را بیازماید؟ حکم همان خدایی که دستور می دهد فریب شیطان را نخورید ولی فراموش می کند ابزار فریب نخوردن را در بدن آدم و حوا کار بگذارد؟!</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">نه؟ حکم خدا نیست؟ این قوانین را خدا ننوشته است؟ پس وای برشما که آن را درست می خوانید و به حدیث و روایت رجوع می کنید نه عقل&#8230; و اگر هم از عقل سخن می گویید آن را تا بدان جا مجاز می دانید که در برابر دین تان قرار نگیرد! انسان ها برابرند تا آنجا که دین اجازه می دهد؟ این است تمام شعور انسانی شما؟! آیا نمی دانید قانون اساسی مظهر برابری انسان ها در برابر قانون دست نوشته ی انسان است؟ آیا هنوز نفهمیده اید قانون اساسی قرار نیست یک کتاب آسمانی باشد که اگر بود-خوب یا بد- وجود داشت و نیازی نبود دوباره نگاشته شود؟!</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;"> قانون اساسی ای که خانواده را فقط بر اساس قوانین خدا به رسمیت می شناسد چگونه قانونی است؟ این همان قانونی نیست که در آن مرد به زن و فرزند خود به عنوان ابزار تولید نگاه می کند؟ آزادی را چه می دانید؟ آیا در دین و قانون شما واژه ای به نام آزادی وجود دارد؟! آزادی ای که اوج آن را در بندگی یک خدا و یک امام می دانید آزادی است؟ یک دفعه برده داری را هم مجاز اعلام کنید دیگر! حقوق زنان را بر اساس اسلام به رسمیت  می شناسی و خیلی که لطف می کنی اجازه  می دهی در صورت نبودن قیم شرعی  سرپرستی کودکی را که خود به دنیا آورده  است برعهده بگیرد؟ تازه آن هم اگر بر  اساس معیارهای تو شایسته باشد؟</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">چه کسی به شما اجازه داده یک دین را دین رسمی اعلام کنید؟ دین رسمی یعنی چه؟ مذهب رسمی یعنی چه؟ به قانون اساسی چه ربطی دارد که تصمیم بگیرد یک دین رسمی هست یا نه؟ چرا تاریخ ما باید با واقعه ای آغاز شود که مرگ و نابودی را برای مان به همراه داشته است؟ چرا نباید تاریخ ما نشانی از روزهای غرور و سرافرازی داشته باشد؟ چون تو دینت را بر کشورت ترجیح می دهی؟ تو که چنین هستی بیجا می کنی برای این کشور قانون می نویسی&#8230; برو برای خدایت و دینت قانون بنویس!</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">راستی کسی این قانون را خوانده است؟ آخر از کدام بند آن می توان به سادگی گذشت و دم بر نیاورد؟! حتا اگر چیز خوبی هم در آن دیده شود جمله ی &#8220;مگر به حکم قانون&#8221; همه ی آن را به گند کشیده است! همه ی اینها به کنار، آخر قانونی را که می تواند با ابرو در هم کشیدن شخصی که خود را نماینده ی خدا بر روی زمین می داند تعطیل شود می توان قانون اساسی نامید؟! شاید طرف هوس کرد همه ی قوانین را تعطیل کند و چهار نعل بتازد چه کسی جلویش را خواهد گرفت؟ تو که قانون را نوشته ای؟ مردم که تیغ بالای سرشان است یا آن خدایی که بود و نبودش هیچ فرقی ندارد؟</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">قانون اساسی هر کشور نماد ارزشی است که نخبگان آن کشور برای میهن و مردم خود در نظر می گیرند و البته طبیعی است که قانون اساسی ما  نیز- که به دست بیگانه پرستان نگاشته شده- همین اندازه برای ایران و مردم آن ارزش قائل است!</span></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes2.wordpress.com/870/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes2.wordpress.com/870/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes2.wordpress.com/870/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes2.wordpress.com/870/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes2.wordpress.com/870/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes2.wordpress.com/870/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes2.wordpress.com/870/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes2.wordpress.com/870/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes2.wordpress.com/870/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes2.wordpress.com/870/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes2.wordpress.com/870/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes2.wordpress.com/870/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes2.wordpress.com/870/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes2.wordpress.com/870/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=870&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes2.wordpress.com/2010/10/23/%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%9f-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b4%da%a9%db%8c%e2%80%a6-%da%86%d9%87%c2%a0%d9%be%d8%b4%d9%85%db%8c%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>خوره یا جذام چیست و چگونه می توان آن را درمان کرد؟(تحقیق منطقه ای: ایران)</title>
		<link>http://artahermes2.wordpress.com/2010/10/23/%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87-%db%8c%d8%a7-%d8%ac%d8%b0%d8%a7%d9%85-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%af/</link>
		<comments>http://artahermes2.wordpress.com/2010/10/23/%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87-%db%8c%d8%a7-%d8%ac%d8%b0%d8%a7%d9%85-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 23 Oct 2010 19:06:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرتاهرمس Arta Hermes</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه و سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://artahermes2.wordpress.com/?p=868</guid>
		<description><![CDATA[اشتباه رایجی که در مورد جذام وجود دارد این است که همه آن را یک بیماری پوستی می دانند و تصور می کنند با استفاده از آنتی بیوتیک ها می توان آن را کنترل نمود و از سوی دیگر، با پیشرفت دانش جراحی پلاستیک می توان آسیب های ناشی از آن را ترمیم نمود؛ اما [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=868&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">اشتباه  رایجی که در مورد جذام وجود دارد این است که همه آن را یک بیماری پوستی می  دانند و تصور می کنند با استفاده از آنتی بیوتیک ها می توان آن را کنترل  نمود و از سوی دیگر، با پیشرفت دانش جراحی پلاستیک می توان آسیب های ناشی  از آن را ترمیم نمود؛ اما در واقع این گونه نیست و درمان آن بسیار سخت است.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">خوره  یا جذام به دو شکل متداول دیده می شود: سیاه و سفید؛ که تنها تفاوت آنها  رنگ کلاهک باسیل های مولد بیماری است ولی عملکرد آنها کاملا شبیه به هم است  و بدن میزبان را به یک شکل مورد حمله قرار می دهند. زمان نهفتگی بیماری از  یک سال تا هزار و چهارصد سال می تواند به درازا بکشد چرا که این باسیل ها  به دلیل لایه ضخیمی که بدن شان را احاطه کرده است در برابر همه ی عوامل  محیطی مقاومت نشان می دهند و حتا با جوشاندن در آب جوش نیز نابود نمی شوند.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">جذام  در تاریخ ایران زمین کشتارهای وحشیانه ی زیادی به یادگار گذاشته است اما  در سی سال گذشته- و در سکوت رسانه ها- به شدت فعال گشته است که مرگ و میر  های سال شصت و هفت در منطقه ای در شمال تهران و ناحیه ای  از گوهردشت کرج  خود گواهی بر این امر است. همچنین این بیماری از خرداد سال گذشته دوباره  فعال شده است و این بار نه تنها قربانیان خود را به هلاکت می رساند که به  آنها تجاوز نیز می کند! دانشمندان این امر را نتیجه ی جهش ژنتیکی یکی از  باسیل های کلاهک سیاه می دانند. این باسیل کلاهک سیاه که در نتیجه آمیزشی  کوتاه مدت با یک باسیل کلاهک سفید توانست چنین جهش شگفت انگیزی را تجربه  کند با نام علمی <strong>Kamenios Valiafagiah</strong> نیز شناخته می شود  که خاصیتی تهاجمی دارد و هر بدن سالمی را دشمن خود می داند و به آن حمله می  کند. اما نسل دوم آن نیز که خطرناک تر از سلف خویش است و با نام <strong>Moji Kamenios</strong> شناخته می شود اکنون در دوران شفیرگی به سر می برد.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">اما  روش کار این باسیل چیست؟ در حقیقت این باسیل از همان روشی پیروی می کند که  دیگر باسیل های جذام از آغاز تا کنون سود برده اند. به دیگر سخن، باسیل با  ترشح ماده ای خاص، سیستم دفعی بدن میزبان را به اشتباه می اندازد و این  تصور را برای سیستم دفاعی پدید می آورد که برای بدن سودمند است اما به محض  این که از راه گوش وارد بدن شد بی درنگ به مغز حمله می کند و از طریق سیستم  عصبی به تمام سطح پوست و به دنبال آن کل بدن حمله می کند و آن را در  اختیار گرفته، نابود می نماید.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">پژوهش  های انجام شده بر روی این باسیل نشان می دهد که این موجود وحشی در برابر  تمام آنتی بیوتیک های شناخته شده مقاوم است اما به شکل شگفت انگیزی در  برابر صدا از خود واکنش نشان می دهد و تا مرز نابودی پیش می رود. اگرچه  متاسفانه بسیاری از پژوهشگرانی که روی جذام کار می کردند در نتیجه تماس با  این باسیل جان خود را از دست دادند ولی توانستند نشان دهند که چگونه می  توان با ایجاد صدا آن باسیل را تا مرز نابودی پیش برد و بی تردید اگر صدای  کافی در اختیار داشتند می توانستند آن را برای همیشه نابود سازند.</span></p>
<p style="text-align:justify;padding-left:150px;"><span style="color:#800000;">از  سوی دیگر پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند که حتا با مرگ این باسیل ممکن  است بیماری جذام باز هم قربانی بگیرد زیرا گونه های دیگر این باسیل همچنان  وجود دارند و چنان در بدن بیمار مستقر گشته اند که به آسانی نمی توان آنها  را باز شناخت و ممکن است هر لحظه پدیدار گردند. اما متاسفانه هنوز دارو یا  راه حلی برای مقابله با این باسیل های پنهان کشف نشده است.</span></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/artahermes2.wordpress.com/868/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/artahermes2.wordpress.com/868/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/artahermes2.wordpress.com/868/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/artahermes2.wordpress.com/868/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/artahermes2.wordpress.com/868/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/artahermes2.wordpress.com/868/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/artahermes2.wordpress.com/868/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/artahermes2.wordpress.com/868/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/artahermes2.wordpress.com/868/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/artahermes2.wordpress.com/868/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/artahermes2.wordpress.com/868/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/artahermes2.wordpress.com/868/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/artahermes2.wordpress.com/868/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/artahermes2.wordpress.com/868/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=artahermes2.wordpress.com&amp;blog=9051851&amp;post=868&amp;subd=artahermes2&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://artahermes2.wordpress.com/2010/10/23/%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87-%db%8c%d8%a7-%d8%ac%d8%b0%d8%a7%d9%85-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/9198b6546d85551dde73c938319235b5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آرتاهرمس</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
