Arta Hermes 2

ژانویه 23, 2011

بختی که آیت الـله خمینی داشت!

دسته‌بندی شده در: جامعه و سیاست — آرتاهرمس Arta Hermes @ 03:19

دکتر حاتم قادری در مقاله ای خواندنی به نام “موقیت سرحدی امام خمینی” بیان می کند که آیت الـله خمینی با استفاده از چه ابزارهایی توانست رهبری انقلاب را در سال پنجاه و هفت از آن خود کند. از دیدگاه قادری، ترکیب عواملی نظیر سن، صورت، زبان از یک طرف و بهره گیری از فرهنگ دینی-عرفانی ایرانی از سوی دیگر موجب شد که آیت الـله خمینی بتواند با طفره رفتن از پاسخ گویی دقیق به چیستی چیزی که او در پی آن است نه تنها مخالفان رژیم شاهنشاهی که حتا مردم عادی را نیز به سوی خود متمایل کرده، رهبری انقلابی را که در پی آن بود در دست گیرد. در حقیقت او، دانسته یا نادانسته، به همان پیر روشن ضمیری بدل گشت که در فرهنگ ایرانی-عرفانی پاسخ دهنده  همه پرسش ها و داننده ی همه اسرار است! (آزادی وجدان، نشر اختران، 1381)

اما پرسشی که با خواندن این مقاله برای من پیش آمد این است که وجود چه عاملی موجب شد آیت الـله خمینی بتواند از داشته های خویش به بهترین شکل استفاده کند و در هیچ شرایطی به موقعیت بی نظیر او خدشه ای وارد نیاید و مورد پرسش قرار نگیرد؟! بی تردید خمینی و اطرافیانش می دانستند چگونه از ابزارهای ارتباطی زمان خود سود ببرند و از طریق همین ابزارها هم بود که با وجود سانسور شدید توانستند پیام های آیت الـله خینی را به مردم داخل ایران منتقل کنند.

بختی که آیت الـله خمینی داشت این بود که او آخرین رهبر انقلابی پیش از عصر نوین مبادله اطلاعات بود. در حقیقت سانسور او و اندیشه هایش از اخبار و روزنامه های ایران بزرگ ترین موهبتی بود که به وی اعطا شد و او توانست در پس همین پرده ی سانسور که علیه او اعمال می شد خود واقعی اش را پنهان کند و همچون آن پیر روشن ضمیر افسانه ای جلوه نماید. او هرگز مورد پرسش قرار نگرفت زیرا روند مبادله اطلاعات همیشه یک سویه و از جانب او بود. از سوی دیگر افکار عمومی را نیز او هدایت می کرد زیرا او بود که مرکز توجه و کانون اخبار بود. برای بعضی از مردم او نوشته ای روی یک شب نامه ی بد خط بود… برای گروهی دیگر او صدایی در نوار کاست بود و برای اکثریت مردم او همچون نامش روح خدا، و نادیدنی و ناشنیدنی بود و همین بود که جذابیت او را افزون می کرد. او انسانی عرشی بود زیرا کمتر دیده می شد… او دست نیافتنی بود و همین، بحث در مورد اندیشه اش را با شکست مواجه می کرد.

شاید اگر در روزگاری که انقلاب پنجاه و هفت پایه ریزی می شد اینترنت به شکل کنونی آن  وجود می داشت آن انقلاب هرگز شکل نمی گرفت یا به گونه ای دیگر به پیروزی می رسید. آیت الـله خمینی، شاید، آخرین رهبری بود که توانست در پناه امنیتی که فقدان گردش اطلاعات فراهم می کند بخت یارانه یک انقلاب را با غمزه ی خود به پیروزی برساند. امنیتی که دیگر هیچ رهبری در هیچ گوشه ی جهان ندارد… و بختی که از این پس هیچ رهبری از آن بهره مند نخواهد شد.

اکنون عصر ارتباطات است و هیچ کس مقدس نیست… و شاید برای همین است که دیگر رهبری وجود ندارد!

۱ دیدگاه »

  1. البته هنوز رهبر کره شمالی مونده که از نبود گردش اطلاعات کمال استفاده رو میکنه. داستانهایی که از کره شمالی شنیده میشه مثل کتابهای تخیلیه!
    ولی موافقم که دیگه اینطور آدما مجال ظهور پیدا نمیکنن. اگر مردم اون زمان چند خط از نظریات خمینی رو میخوندن این حماقت رو نمیکردن. (هنوز هم مردم چیزی نمیخونن!!)

    دیدگاه توسط یک ایرانی — ژانویه 23, 2011 @ 05:51 | پاسخ


خوراک آراِس‌اِس دیدگاه‌های‌ این نوشته. شناساگر دنبالک

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

پوسته: Rubric. وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.